
هون ها نخستین گروه از اتحادیه قبایل چادرنشین و بیابانگرد ترک در ناحیه خویشاوندی اقوام اورال آلتایی و در استمرار روران ها هستند. که بیش از هزار سال نام خود را در نقشه آسیا و اروپا به عنوان عشایری جنگجو ثبت کردند.
در حدود 365 پیش از میلاد سرزمین های تاخت و تاز هون های شرقی (هون های سفید) از مرز شمال غربی چین تا رود اورال و در جنوب تا رود جیحون و تا مرز امپراطوری ایران استمرار می یافت. و قلمرو وسیع هون های غربی (هون های زرد) از شرق رود ولگا تا مرز امپراطوری روم گسترش داشت.
در ترکی هون های زرد به معنای هون های جنوب است. چهار رنگ اصلی ترکی، مختصات چهار جهت اصلی را نشان می دهد. ترکان باستان، غرب را قارا، شرق را آغ، شمال را گوک و جنوب را ساری می نامیدند. بنابر این: هون های زرد یعنی هون های جنوب و هون های سفید یعنی هون های شرق. همانطور که گوک ترک ها یعنی ترک های شمال و قراختائیان یعنی ختائیان غربی. آق اردو یعنی اردوی شرق و گوی اوردو یعنی اردوی شمال. در همین مختصات می توان آق قویونلو ها را شرقی و قاراقویون لو ها را غربی نامید.
آتیلا (۴۰۵–۴۵۳ میلادی) فرزند مونجوق (به ترکی گوی کوچک زینتی) یکی از رهبران هون های شرق رود ولگا بود. نام آتیلا ممکن است از کلمه آتالیق به معنی پدرخوانده و آتیل به معنی پرش در ترکی اقتباس شده باشد. و همچنین آتیل از آلتای است و در آلتایی قدیم به معنی رود بزرگ و نیز نام رود ولگا در زبان ترکی است.
آتیلا بزرگترین امپراتوری تاریخ اروپا را که از رود اورال تا دانوب گسترده شده بود تشکیل داد. از او بهعنوان یکی از ده فاتح بزرگ در سرتاسر تاریخ یاد میشود. در زمان فرمانروایی، وی یکی از مخوفترین دشمنان امپراتوریهای روم غربی و شرقی بود. رومیان به او لقب تازیانه خداوند داده بودند.
آتیلا دو بار به بالکان لشکر کشید از گل (فرانسه امروزی) تا اورلئان پیش رفت؛ وی در ۴۵۲ امپراتور روم غربی والنتینای سوم را از پایتختش راونا بیرون راند و به قسطنطنیه و رم رسید. در مارس ۴۵۱ میلادی، آتیلا همراه هفتاد هزار جنگجو و خانوادههایشان از راین گذشت و ژرمنهای وحشت زده را از پیش رویش میراند، مِس، تروا، پاریس، و اورلئان فرو افتادند، در بهار سال بعد آتیلا کوشید به ایتالیا بتازد، ارتش او آکویلیا را با خاک یکسان کردند که ساکنانش به ناچار به مرداب ریالتو (خاستگاه ونیز) پناه بردند، هنگام پیشروی به سوی رم به هیئت سفیران پاپ لئوی یکم برخوردند، مذاکرات پیش میرفت اما آتیلا توقف نمینمود، پیش از این سوگند یاد کرده بود که اسبش را در رودخانههای اسپانیا آب بدهد.
این بار بخت با اروپا مهربان بود، آتیلا در بهار سال ۴۵۳ ناگهان مُرد، امپراتوریش بیدرنگ فرو ریخت و اردوهایش به سوی دریای آزوف پس نشستند.
از آتیلا در فرهنگ مجارها و در افسانههای اسکاندیناوی به نیکی یاد شده است. در منظومههای حماسی آلمانیها آتیلا پادشاهی است صلحجو که میلی به مبارزه و کشور گشایی ندارد. اما در بیشتر کشورهای اروپای غربی نمادی از بیرحمی و تجاوزگری است.
