
مهاجمان تازه از راه رسیده اورال-آلتایی، سکاها و ماساگت ها بر اثر سرمای شدید، سرزمین های شرقی یخبندان و استپ های سیبری را به سمت جنوب برای یافتن چراگاه های مناطق گرمسیر و سرزمین های وسیع ترک می کنند
اقوام آلتایی از سمت سرزمین کوهستانی خشن و یخبندان ارتفاعات آلتای و دامنه های قله بلوخا در شرق آسیا، به سمت دشت های مجاور کوه های اورال و استپ های سیبری کشیده می شوند.
گروهی نیز به سمت ماوراء النهر و دشت های حاصل خیز سیحون و جیحون رفتند. آنها پس از گذشتن از کوه های تیانشان وارد سرزمین کاشغر شدند. از آنجا سراسر ترکستان شرقی و دره های کوچا و قره چای را درنوردیدند و با خاک چین همسایه شدند.
اقوام اورال- آلتایی بعد ها در مسیر حرکت خود با اتحاد با قبایل آلان ها، ساکاها و ماساگت ها به مرز سه قدرت بزرگ چین، ایران و بیزانس رسیدند.
در ناحیه همگرایی ساکاها و اقوام اورال- آلتایی، سارمات ها، آلان ها و ماساژتها نیرومندترین قوم بایبانگردی بودند که از این ناحیه برخاستند. ماساگت ها نیز از استپ های بالادست به سمت دریاچه اورال، و دشت پهناور قیزیل قوم و باتلاق هایی که بیش از همه به وسیله رود سیحون سیراب میشد، سرازیر شدند.
در حدود 3400 سال قبل آریایی ها بر اثر فشار اقوام اورال- آلتایی و سکاها زادگاه خود را که اغلب دشتهای مجاور آمودریا و حواشی دریاچه اورال تا دریای خزر بود را ترک کردند، و وارد فلات ایران شدند.
مادها یکی از بزرگترین گروه پراکنده آریایی ها در مجاورت اقوام بومی و ایرانی کاسی ها و کادوسیان مستقر شدند.
در سال 653 سکاها پس از حمله به آناتولی و استقرار در سرزمین مادها، نوعی حکومت پادشاهی در محدودهٔ دریاچه ارومیه را بنیان نهادند.
جد مادری کوروش هووخشتره (فرزند فرورتیش و پدر آستیاک) بنیانگذار واقعی دولت ماد و معمار حقیقی امپراتوری ایران باستان در حدود سال ۶۲۵ پیش از میلاد با تدارک یک ضیافت مرگبار، رهبران سکاها را به میهمانی دعوت کرد و همه آنها را مسموم نمود و از دم تیغ گذراند. و سرانجام 28 سال فرمانروایی ساکاها بر مادها خاتمه یافت و به منطقه و ناحیه همگرایی طوایف چادرنشین شمال و شرق دریای خزر عقب نشستند.
بعدها همانند ضیافت مرگبار هووخشتره پادشاه ماد با رهبران ساکاها، برای ماساژت ها برپا گردید! کرزوس مشاور عالی کوروش که با بخشی از سپاهیان در سرزمین ماساگت ها مانده بود، در غیاب کوروش خدعه ای اندیشید و با دعوت به ضیافتی مرگبار، اسپَرگَپِش (Spargapísēs) سردار سپاه ماساژت ها را در هنگام پذیرایی دستگیر و گروه بسیاری از آنان را قتل عام نمودند.
نبرد کوروش با ماساژت ها:
کوروش در انتهای زندگی خود تصمیم گرفت به تاخت و تاز اقوام چادرنشین در ناحیه همگرایی اقوام اورال- آلتایی و هپتالیان با ساکاها، سارمات ها، آلان ها و ماساژتها در مرز جیحون و شمال شرقی ایران پایان دهد.
به نظر می رسد این طوایف و ابلات چادر نشین در ناحیه همگرایی و در منطقه وسیعی از آلتای تا اورال و از حاشیه دریای خزر تا دریای سیاه در اوراسیا می زیستند.
کتزیاس، هردوت، بروسوس، توروگوس و بسیاری از مورخان باستان مرگ کوروش را در ناحیه همگرایی با مساژت ها دانسته اند.
در این دوره (سال ۵۳۰ پیش از میلاد) ملکه تومیریس Tomyris پس از درگذشت همسرش بر سرزمین ماساژتها فرمانروایی میکرد.
کوروش ضمن ارسال پیامی به ملکه تومیریس خواهان ازدواج با او شد. اما تومیریس دریافت کوروش با ازدواج با او در صدد تسخیر سرزمین ماساژت ها و ضمیمه ساختن آن به متصرفات خویش است!
ملکه ماساژتها پیامی برای کوروش فرستاد و او را از جنگ و خونریزی برحذر داشت اما کوروش به تحریک کرزوس (پادشاه پیشین لیدیه و نفوذی اسپارت) توجهی به سخن تومیریس نکرد.
ابتدا کوروش از رودجیحون گذشت اما از جنگ با ماساگت ها منصرف شد و گروهی از سربازان خود را به فرماندهی کرزوس لودیایی در آنجا باقی گذاشت و خود به این سوی رود جیحون بازگشت.
کرزوس مشاور عالی کوروش که با بخشی از سپاهیان در سرزمین ماساگت ها مانده بود، (همانند ضیافت مرگبار هووخشتره پادشاه ماد با رهبران ساکاها) در غیاب کوروش خدعه ای اندیشید و با برپایی ضیافتی مرگبار، اسپَرگَپِش (Spargapísēs) فرزند تومیریس و سردار سپاه ماساژت ها را در هنگام پذیرایی غافلگیر و گروه بسیاری از آنان را کشتند و جمعی دیگر را به همراه اسپَرگَپِش، به اسارت گرفته نزد کوروش آوردند.
اسپَرگَپِش از کوروش درخواست نمود تا غل و زنجیر را از او بردارند و کوروش با این تقاضا موافقت کرد. اسپَرگَپِش به محض آزادی خودکشی کرد و ترجیح داد با افتخار بمیرد تا تبدیل به ابزاری برای تحقیر و یا تسخیر سرزمین مادریاش شود.
با مرگ اسپَرگَپِش ملکه تومریس تصمیم به جنگ گرفت. ابتدای نبرد، هخامنشیان پیروزیهایی کسب نمودند. اما در ادامه جنگ، ماساژتها با سواران کماندار بارانی از تیر فرو ریختند.
ماساژت ها انباشه از خشم مرگ ناجوانمردانه سردار جنگی خود به جنگ تن به تن با تبر و زوبین روی آوردند و این در حالی است که آنها معمولا از جنگ تن به تن اجتناب می کردند. در انتها، پیروزی از آنِ ماساژتها شد و ارتش بزرگ کوروش شکست خورد.
کرزوس پادشاه سابق لیدیه که پیش از آغاز جنگ با مساگت ها، به همراه کمبوجیه در مسیر بازگشت به ایران بود، با خرسندی از نتیجه جنگ احتمالا به این می اندیشید: انتقام جنگ کوروش با لیدیه، مرگ مادرش، و خودکشی همسرش در سقوط بیرحمانه دژ سارد، اکنون با مرگ کوروش التیام می یابد!
تومیریس ملکه ماساگت ها بربالای پیکر کوروش بزرگ حاضر شد و خطاب به او گفت: ای کوروش! تو مصیبتى بر من وارد کردى و با نیرنگ پسر مرا از من گرفتى. چنانکه به تو گفته بودم، اکنون در خون خود سیراب میشوی!
پیکر کوروش بزرگ به رسم و آئین ایران باستان در ستودان و در دخمه اى بر فراز کوه آرام گرفت. و به این شکل پیکر کوروش، بزرگ امپراطور جهان آن روز در سنگواره هزاره ها آرام گرفت.
